داوید ویا و میثم ویا

خاطرات بچه های دهه هفتادی از اسطوره تاریخ فوتبال اسپانیا

 
آرزوهای قشنگ...
نویسنده : میثم - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ آبان ۱۳٩۳
 

آرزو میکنم تو جیب لباست پول پیدا کنی

آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشی

و هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی

آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن

تو اتفاقی رد بشی ُ بشنوی

آرزو میکنم انقدر بخندی و بخندی

که از چشمات اشک بیاد ُ دستشوییت بگیره !

آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری

یجا به مشامت بخوره

آرزو میکنم وقتی حواست نیست  سرتو بیاری بالا

ببینی یکی که دوسش داری ؛ داره خیلی عمیق

با یه حس مثبت و لبخند رضایت  نگاهت میکنه

آرزو میکنم یه چیزی که کوچیکه

ولی فکر نمیکردی حالا حالاها داشته باشیش

یا اتفاق بیوفته رو بدست بیاری !!

این آرزوها کوچیکن ولی خیلی لذت بخشن...

+

واسه یکی از بهترینای زندگیم دعا کنین که خوب شه...

مرسی بابت همه خوبیهاتون و فراموش نکردناتون...