داوید ویا و میثم ویا

خاطرات بچه های دهه هفتادی از اسطوره تاریخ فوتبال اسپانیا

 
بازگشت امپراطور گلزنی اسپانیا
نویسنده : پویی - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱
 

سلام سلامی به گرم ماه به سردی آفتاب آقا من قاطی کردم هیپنوتیزمبه جون خودم اینقدر خوشحالم که 5 تا بچه رو میتونم همزمان گاز بگیرم خوشمزهبارسااااااا مثه همیشه برد اما اما خبر خوش این نیست چون این اتفاق همیشه اتفاق میفته ولی دیشب امپراطور داوید برگشت اونم با گلزنی هنوز گلشو ندیدم چون از رادیو گوشیم گوش میکردمخوشمزهوای خدای من همه خواب بودن یهو داد زدم نیشخندهنذفری تو گوشم بود هنذفری کنده شد .همه خونه رو بیدار کردم خیال کردن دزد اومده قهقههبنده خدا مامانم 3 ساعت داشت آب قند میخورددل شکسته

ولی خوب خیلی باحال بود هنوز اون هیجان دیشب تو وجودمه نیشخند

اینقدر هیجان دارم که نمیتونم عکس پیدا کنم اگه وقت کردم بعدازظهر میذارم